الشيخ المنتظري
127
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
نمى فهميد ; تسبيح بدون علم و قدرت و حيات معقول نيست . « جمله ذرّات عالم در نهان * با تو مىگويند روزان و شبان ما سميعيم و بصيريم و خوشيم * با شما نامحرمان ما خامشيم » ( 1 ) اگر وجود ضعيف و محدود است ، قدرت ، علم و حيات او نيز محدود مىباشند . اگر وجود قوىّ و كامل و غيرمتناهى است ، اين صفات نيز در او غيرمتناهى مىباشند . و چون ذات خداوند عين وجود و هستى است ، پس ذات او عين علم و قدرت و حيات نيز مىباشد ، لذا صفات كماليه او عين ذات او مىباشند نه عارض بر ذات او . و ذات او وجود واحد بسيط است كه عين همه كمالات مىباشد . نظريه معتزله و اشاعره در صفات خداوند و ردّ آن اين بيان از يك جهت مخالف معتزله و از جهت ديگر مخالف اشاعره است ; براى اين كه معتزله اين معنا را درك نكرده اند كه صفات عين ذات باشند و معتقد شده اند ذات خدا نيابت از صفات كماليه او را دارد ; به اين معنا كه خدا علم ندارد امّا كار علم از او مىآيد ، قدرت ندارد اما كار قدرت از او مىآيد ، و همين طور هر يك از صفات را به اين نحو توجيه كرده اند . در مقابل اشاعره از اهل سنّت معتقد شده اند كه خدا اين صفات كماليه را دارد ولى عين ذات او نيستند بلكه زائد بر ذات او مىباشند ، و از اين رو قائل به قدماء ثمانيه ( قديمهاى هشتگانه ) شده اند ; مىگويند : يك خدا داريم كه ذات او ازلى است و اين ذات داراى علم ، قدرت ، حيات و . . . مىباشد كه همه اينها به طور جداگانه ازلى هستند ، و روى اين حساب هشت قديم پيدا مىكنيم . مرحوم حاج ملاهادى سبزوارى در منظومه حكمت خود
--> 1 - مثنوى مولوى ، دفتر سوّم